[[{"content_id":148146,"content_number":0,"portal_id":252,"lang_id":"fa","content_title":"شهید یوسف علوی","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"&nbsp;\r\n\r\nتاریخ تولد: 1346\r\n\r\nتاریخ شهادت: 1366\r\n\r\nمحل تحصیل: تربیت معلم شهید مطهری ارومیه&nbsp;\r\n\r\nرشته تحصیلی : دینی و عربی\r\n\r\nمحل شهادت : شلمچه&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nزندگینامه شهید:\r\n\r\nشهید یوسف علوی در سال1346 در شهرستان تکاب متولد شد. بعد از دو سال همراه با خانواده اش به شهرستان ارومیه عزیمت نمود. سپس به تحصیل ادامه داد و به اخذ دیپلم نائل آمد.&nbsp;ضمن تحصیل همواره در انجمن اسلامی مدارس فعالیت داشت و مدت سه سال در پایگاههای ارومیه به صورت بسیجی خدمت نمود. بعد از اخذ دیپلم در مرکز تربیت معلم شهید مطهری خوی، در رشته عربی تحصیل کرد و در رشته قضائی به صورت غیر متمرکز پذیرفته شد.\r\n\r\nاو در یک خانواده فرهنگی بزرگ و تربیت شد. جوانی بسیار پرهیزکار و باایمان بود. هر چند او جنگ را تحمیلی و نابرابر می خواند، اما معتقد بود که این جنگ یک امتحان الهی است و عاشقانه فریاد برمی آورد: می خواهم به جبهه بروم و جانانه جان را فدای جانان نمایم، تا خود را از قید اجسام پست مادی و دنیوی برهانم و از قفس سینه و تن بیرون آیم.\r\n\r\nآن همه عشق و علاقه ای که در راه دفاع مقدس اسلام و ناموس وطن داشت، به شهید مجال آن را نداد که از نتیجه دانشگاهی باخبر باشد. راه امام حسین(ع) را انتخاب نمود و این راه را بر تمام مقامهای مادی و زودگذر جهان فانی ترجیح داد، تا اینکه در اواسط اسفند ماه 1365 به جبهه های نبرد اعزام شد و در تاریخ1366\/1\/22 در منطقه عملیاتی جنوب در عملیات کربلای 8 منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش دشمن به درجه رفیع شهادت نائل گردید و در باغ رضوان ارومیه به خاک سپرده شد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nوصیت نامه شهید :\r\n\r\nبسم رب الشهداء و الصدیقین\r\n\r\n&laquo;و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل ا... امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون&raquo;\r\n\r\n&laquo;مپندارید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند، بلکه زنده اند و در نزد خدایشان روزی می خورند.&raquo;\r\n\r\nبا سلام و درود فراوان حضور منجى عصر صاحب الزمان مهدى موعود(عج) و با درود به نایب بر حقش امام خمینى و با سلام حضور ارواح مطهر شهدا على الخصوص شهید چمران، شهید مهدى و حمید باکرى و شهید علیرضا علوى . پروردگارا، خداوندا، تو را سپاس بیکران که نعمت حیاتم در این دوران را دادى. سبحانا تو را سپاس که نعمت داشتن چنین رهبرى را عطا فرمودى. خداوندا تو را سپاس می گویم که به من توفیق حضور در این مکان مقدس را دادى. خداوندا تو را شکر که ما را در دامان چنین پدر و مادرى به پاکى قطره هاى باران و خون شهیدان به دنیا آوردى. پروردگارا تو را سپاس که به من آگاهى دادى تا بتوانم اگر لیاقت داشته باشم راه سعادتم را بیابم. خداوندا نمی دانم با چه زبانى ترا شکر کنم و نمی دانم با چه قدرتى اطاعتت کنم.\r\n\r\nپروردگارا تو را سپاس که به من این شعور و فهم را دادى که تو را بشناسم و در برابر عظمت و شکوه تو همه چیز و همه کس قاصرند و هیچ چیز توانائى بیان عظمت تو را ندارد\r\n\r\nپروردگارا، آنقدر گناه و معصیت دارم که خجالت می کشم با تو صحبت کنم. گناهانی که به عدد سنگریزه هاى بیابان. معبودا بار گناهانم آنقدر سنگین است که مرا زمینگیر کرده و نمی گذارد قدمى به سوى تو بردارم. بارالها حب دنیا و حب نفس چنان در اعماق وجودى من نفوذ کرده که مجال دیدن حقایق و واقعیتها را ربوده است. هر چقدر از این گناهان بشمارم باز کم است. به حدى است که اشک چشمانم را در دیدگانم خشک و قلبم را کدر و تیره و تار کرده است. پروردگارا با وجود این خمخ معصیت فقط به تو پناه می برم زیرا می دانم که غفاری و ستاری، رحمانی و رحیمی.\r\n\r\nو سخنى با امت حزب ا... مگذارید این منافقان و ضدانقلابیون، عبدا... بن ابی ها هر چه می خواهند پشت سر انقلاب واسلام و قرآن بگویند. نفسشان را در جا قطع کنید. این بی حجاب ها را اجازه وارد شدن به مکانهاى مقدس چون مزار شهدا و مساجد و ... را ندهید. با همه شان مبارزه کنید و در انتظار فرج باشید.\r\n\r\nسخنی با پدر و مادر عزیزم. آقا جان و آنا جان، در شهادتم صبر و استقامت کنید. ایمانتان را از طرق مختلف (قرآن، حدیث، دعاها و منبرها و...) قوى کنید و مبادا به شیطان اجازه دهید که شما را فریب دهد وو شما را به گفتن حرفها و انجام کارهائی که از پدر و مادر شهید ناشایست است اصلاً از یک مسلمان به دور است وادارد. می دانید که چه چیزها را می گویم. مخصوصاً به شما آقا جان.\r\n\r\nانشاءا... در روز حساب اگر وجهى داشتم و روسیاه نبودم شفاعتتان خواهم نمود انشاءا... .\r\n\r\nو شما اى خواهرانم و تو ای حسین جان، با اینکه من با شماها خیلى بد بودم و رویم نمی شود اصلاً از شما حلالیت بگیرم ولى امیدوارم مرا بخشیده باشید. از تمام کسانی که با آنها در ارتباط بودم و سر و کار داشتم و کسانی که دینی بر گردنم دارند حلالیت می طلبم\r\n\r\nالهى العفو، الهى العفو، الهى العفو\r\n\r\nبه امید پیروزى اسلام بر کفر جهانى و آزادى قدس شریف و کربلاى عزیز\r\n\r\nخدایا،خدایا، تا انقلاب مهدى(عج)، خمینى را نگه دار\r\n\r\n&nbsp;\r\n","content_html":"<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"color:#008000;\"><span style=\"font-size:16px;\"><strong>تاریخ تولد: 1346<img alt=\"\" src=\"\/file\/252\/attach2019073835026064430311.jpg\" style=\"float:left;height:400px;margin:30px;width:400px;\" \/><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"color:#008000;\"><span style=\"font-size:16px;\"><strong>تاریخ شهادت: 1366<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"color:#008000;\"><span style=\"font-size:16px;\"><strong>محل تحصیل: تربیت معلم شهید مطهری ارومیه <\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"color:#008000;\"><span style=\"font-size:16px;\"><strong>رشته تحصیلی : دینی و عربی<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"color:#008000;\"><span style=\"font-size:16px;\"><strong>محل شهادت : شلمچه <\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-size:18px;\"><strong>زندگینامه شهید:<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>شهید یوسف علوی در سال1346 در شهرستان تکاب متولد شد. بعد از دو سال همراه با خانواده اش به شهرستان ارومیه عزیمت نمود. سپس به تحصیل ادامه داد و به اخذ دیپلم نائل آمد. <\/strong><\/span><\/span><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>ضمن تحصیل همواره در انجمن اسلامی مدارس فعالیت داشت و مدت سه سال در پایگاههای ارومیه به صورت بسیجی خدمت نمود. بعد از اخذ دیپلم در مرکز تربیت معلم شهید مطهری خوی، در رشته عربی تحصیل کرد و در رشته قضائی به صورت غیر متمرکز پذیرفته شد.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>او در یک خانواده فرهنگی بزرگ و تربیت شد. جوانی بسیار پرهیزکار و باایمان بود. هر چند او جنگ را تحمیلی و نابرابر می خواند، اما معتقد بود که این جنگ یک امتحان الهی است و عاشقانه فریاد برمی آورد: می خواهم به جبهه بروم و جانانه جان را فدای جانان نمایم، تا خود را از قید اجسام پست مادی و دنیوی برهانم و از قفس سینه و تن بیرون آیم.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>آن همه عشق و علاقه ای که در راه دفاع مقدس اسلام و ناموس وطن داشت، به شهید مجال آن را نداد که از نتیجه دانشگاهی باخبر باشد. راه امام حسین(ع) را انتخاب نمود و این راه را بر تمام مقامهای مادی و زودگذر جهان فانی ترجیح داد، تا اینکه در اواسط اسفند ماه 1365 به جبهه های نبرد اعزام شد و در تاریخ1366\/1\/22 در منطقه عملیاتی جنوب در عملیات کربلای 8 منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش دشمن به درجه رفیع شهادت نائل گردید و در باغ رضوان ارومیه به خاک سپرده شد.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"color:#FF0000;\">وصیت نامه شهید :<\/span><\/span><\/strong><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">بسم رب الشهداء و الصدیقین<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong>«<span dir=\"rtl\">و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل ا... امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون<\/span>»<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong>«<span dir=\"rtl\">مپندارید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند، بلکه زنده اند و در نزد خدایشان روزی می خورند<\/span>.»<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">با سلام و درود فراوان حضور منجى عصر صاحب الزمان مهدى موعود(عج) و با درود به نایب بر حقش امام خمینى و با سلام حضور ارواح مطهر شهدا على الخصوص شهید چمران، شهید مهدى و حمید باکرى و شهید علیرضا علوى . پروردگارا، خداوندا، تو را سپاس بیکران که نعمت حیاتم در این دوران را دادى. سبحانا تو را سپاس که نعمت داشتن چنین رهبرى را عطا فرمودى. خداوندا تو را سپاس می گویم که به من توفیق حضور در این مکان مقدس را دادى. خداوندا تو را شکر که ما را در دامان چنین پدر و مادرى به پاکى قطره هاى باران و خون شهیدان به دنیا آوردى. پروردگارا تو را سپاس که به من آگاهى دادى تا بتوانم اگر لیاقت داشته باشم راه سعادتم را بیابم. خداوندا نمی دانم با چه زبانى ترا شکر کنم و نمی دانم با چه قدرتى اطاعتت کنم<\/span><\/strong><strong>.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">پروردگارا تو را سپاس که به من این شعور و فهم را دادى که تو را بشناسم و در برابر عظمت و شکوه تو همه چیز و همه کس قاصرند و هیچ چیز توانائى بیان عظمت تو را ندارد<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">پروردگارا، آنقدر گناه و معصیت دارم که خجالت می کشم با تو صحبت کنم. گناهانی که به عدد سنگریزه هاى بیابان. معبودا بار گناهانم آنقدر سنگین است که مرا زمینگیر کرده و نمی گذارد قدمى به سوى تو بردارم. بارالها حب دنیا و حب نفس چنان در اعماق وجودى من نفوذ کرده که مجال دیدن حقایق و واقعیتها را ربوده است. هر چقدر از این گناهان بشمارم باز کم است. به حدى است که اشک چشمانم را در دیدگانم خشک و قلبم را کدر و تیره و تار کرده است. پروردگارا با وجود این خمخ معصیت فقط به تو پناه می برم زیرا می دانم که غفاری و ستاری، رحمانی و رحیمی<\/span><\/strong><strong>.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">و سخنى با امت حزب ا... مگذارید این منافقان و ضدانقلابیون، عبدا... بن ابی ها هر چه می خواهند پشت سر انقلاب واسلام و قرآن بگویند. نفسشان را در جا قطع کنید. این بی حجاب ها را اجازه وارد شدن به مکانهاى مقدس چون مزار شهدا و مساجد و ... را ندهید. با همه شان مبارزه کنید و در انتظار فرج باشید<\/span><\/strong><strong>.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">سخنی با پدر و مادر عزیزم. آقا جان و آنا جان، در شهادتم صبر و استقامت کنید. ایمانتان را از طرق مختلف (قرآن، حدیث، دعاها و منبرها و...) قوى کنید و مبادا به شیطان اجازه دهید که شما را فریب دهد وو شما را به گفتن حرفها و انجام کارهائی که از پدر و مادر شهید ناشایست است اصلاً از یک مسلمان به دور است وادارد. می دانید که چه چیزها را می گویم. مخصوصاً به شما آقا جان<\/span><\/strong><strong>.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">انشاءا... در روز حساب اگر وجهى داشتم و روسیاه نبودم شفاعتتان خواهم نمود انشاءا<\/span><\/strong><strong>... .<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">و شما اى خواهرانم و تو ای حسین جان، با اینکه من با شماها خیلى بد بودم و رویم نمی شود اصلاً از شما حلالیت بگیرم ولى امیدوارم مرا بخشیده باشید. از تمام کسانی که با آنها در ارتباط بودم و سر و کار داشتم و کسانی که دینی بر گردنم دارند حلالیت می طلبم<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">الهى العفو، الهى العفو، الهى العفو<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">به امید پیروزى اسلام بر کفر جهانى و آزادى قدس شریف و کربلاى عزیز<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">خدایا،خدایا، تا انقلاب مهدى(عج)، خمینى را نگه دار<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2019-08-24 13:37:49","content_date_event":"2019-08-24 13:37:49","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":0,"content_date_last_edit":"2019-11-10 11:33:55","content_date_register":"2019-08-24 13:41:14","content_columns":0,"content_show_img":0,"content_show_details":0,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":0,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":110,"eid":110,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/file\/252\/attach\/197001\/attach.png","300":".\/file\/252\/attach\/197001\/attach.png","400":".\/file\/252\/attach\/197001\/attach.png","600":".\/file\/252\/attach\/197001\/attach.png","900":".\/file\/252\/attach\/197001\/attach.png","1200":".\/file\/252\/attach\/197001\/attach.png"}}]}]]