[[{"content_id":146534,"content_number":0,"portal_id":252,"lang_id":"fa","content_title":"شهید ابراهیم بهرامی","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"تاریخ تولد:1343\r\n\r\nمحل تولد: مسجد سلیمان\r\n\r\nسال ورود به تربیت معلم: 1365\r\n\r\nرشته تحصیلی: آموزش ریاضی\r\n\r\nتاریخ شهادت: 1367\/1\/28\r\n\r\nمحل شهادت: خرمال غرب\r\n\r\nآدرس کامل مزارشهید: بهشت فاطمه خوزستان\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nزندگینامه&nbsp;شهید:&nbsp;\r\n\r\nدر سومین روز اربهار سال 1343 در شهرستان هفتگل دسته گلی شکفت که او را ابراهیم نامیدند وی در خانواده ای مذهبی و عاشق اهلبیت علیهم السلام پرورش یافت و دوران تحصیل را در همان شهرادامه داد. ابراهیم دوران متوسطه را در دبیرستان شهید شکر خدا بهمنی با موفقیت طی کرد و با شرکت در کنکور سراسری سال 1365&nbsp;در رشته ریاضی تربیت معلم شهید پاکنژاد یزد پذیرفته شد و از مهر ماه سال 1365 به تحصیل پرداخت .\r\n\r\n&nbsp;&nbsp; بسیار علاقه مند بود که در جبهه های جنگ حضور یابد و به دفاع از کیان کشور اسلامی بپردازد و در این راستا برای حضوردر جبهه ها ثبت نام کرد و در سال 1366 به جبهه غرب کشور عزیمت نمود و پس از چندین ماه مبارزه و جهاد فی سبیل الله سر انجام در تاریخ 1367\/1\/28 در منطقه خرمال بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر وپایش به خیل شهیدان راه خدا پیوست .\r\n\r\nشهید والا مقام عبدالرسول تابان \r\n\r\nمهمان ضیافت خطر هیچ نداشت&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; \r\n\r\nآن لحظه که می رفت سفر هیچ نداشت \r\n\r\nگمنام ترین شهید را آوردند&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; \r\n\r\nجز پاره ای از عشق دگر هیچ نداشت \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp; در دوازدهمین روز از آذرماه سال 1345در خانواده ای مذهبی در شهرستان بهبهان فرزندی به دینا آمد که او را عبدالرسول نام نهادند. او از کودکی با تعالیم عالیه اسلامی آشنا گشت و در محیطی مذهبی و پای بند به احکام اسلامی پرورش یافت .\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp; عبدالرسول تحصیلات ابتدایی و متسوطه خود را در شهربهبهان طی کرد و با شرکت د رکنکور سال 1365 در رشته دینی و عربی مرکز تربیت معلم شهید پاکنژاد یزد پذیرفته شد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; وی ازدوران دبیرستان با جبهه و جنگ ارتباط داشت و بارها حملات موشکی صدامیان کافر به شهر بهبهان را به چشم خود دیده بود. \r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp; عبدالرسول در اوایل سال 1365 در جبهه جنوب حضور یافت و پس از سه ماه جهاد شبانه روزی به دیار خود بازگشت و بار دیگر چند روز پس از قبولی در تربیت معلم به جبهه رفت و در عملیات عظیم کربالی 5درمنطقه شلمچه شرکت کرد و در حین عملیات بر اثر اصابت ترکش خمپاره به همه بدنش در تاریخ 10\/19 \/1365به مقاو والای شهادت رسید و در عرش الهی با کروبیان همنوا گشت .\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nوصیت نامه&nbsp;شهید:\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;بسم&nbsp;الله الرحمن الرحیم \r\n\r\nیا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ای نفس قدسی مطمئن و دل آرام ! امروز به حضور پروردگارت باز آی که تو خشنودی به نعمتهای ابد و او را راضی است . باز آی و در صف بندگان خاص من در آی . و در بهشت من داخل شو.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سوره والفجر آیات 27تا 30\r\n\r\nیارب ! شهیدان در شهادت ها چه دیدند\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;از ما بریده سوی تو هجرت گزیدند\r\n\r\nپیرایه وابستگی ا ز تن بریدند\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آزاده گردیدند و سویت پر کشیدند\r\n\r\nدر جبهه ها پیکار مرگ و زندگانی است \r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مزد شهادتها حیات جاودانی است \r\n\r\nدر مرگ سرخ عاشقان هرگز فنا نیست \r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; هر لاله خونین کفن زآنها نشانی است \r\n\r\n&nbsp;&nbsp; او ، به یاد او، برای او، به راه او و بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و درهم کوبنده مستکبران و یاری دهنده مستضعفان .\r\n\r\n&nbsp;&nbsp; ای خدا یی که تو جانم دادی و جانم را خواهی گرفت ! تو حیاتم دادی و حیاتم را خواهی گرفت ! مرا در آن طراطی قرار ده که هیچگاه و خصوصاٌ موقع جان سپردن غفلت نورزم .\r\n\r\nالهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابداٌ خدایا! یک چشم بهم زدن مرا به خود وا مگذار و رهایم مکن زیرا انسانی که به تو متصل نباشد شکست می خورد. بار خدایا! تو را گواه می گیرم که من با هدفی بس والا و همتی بلند و با عزمی راسخ و قامتی رسا در این راه گام برداشتم و با عشق و ایمان آنرا پذیرا شدم .&nbsp;&nbsp; \r\n\r\n&nbsp;&nbsp; خدایا! از تو خالصانه تمنا می کنم که قلبم را آرامش بخشی تا در مقابل بلایا و مشکلات نلغزم . خدایا! تو شاهد باش که من برای شهادت به جبهه نیامدم و من فقط آمدم که تکلیفم را ادا نمایم ، ولی اگر در راه انجام تکلیفم به شهادت رسیدم ، شهادتم را پذیرا باشد. \r\n\r\n&nbsp;&nbsp; با رپروردگارا ! تو را شکر بسیار می کنم که عمر مارهم عصر با انقلاب عظیم اسلامی قرار دادی.\r\n\r\n&nbsp; خدایا : تو راشکر و حمد فراوان می کنم که د رجهاد را برویم گشودی و به من این اجازه را دادی تا درصف مجاهدین امت قرار بگیرم.\r\n\r\n&nbsp;&nbsp; سلام و درود بیکران برپیشتازان انقلاب اسلامی که در راس آنها قائد اعظم امام خمینی پرچمدار حماسه آفرین اسلام برای احیاء اسلام عزیز بر طاغوت و طاغوتیان غالب گشته و چون ابراهیم بت شکن تبر را بردوش گرفته و تمام بتها را در هم شکست و می رود تا پرچم اسلام را در سرتاسر گیتی به اهتزاز درآورد. واز شما امت ایثارگر و شهید پرورمی خواهم که قدر این امام بزرگواررا بدانید که به حق حجتی است از طرف خدای تعالی و از شما می خواهم که او را در یابید و دعاکنید برای او و تمام دستورات و فرامین او را اجرا کنید که پیروزی و رستگاری ما در گرو اطاعت و پیروی از اوست ، و ای امت همیشه بیدار و حاضر در صحنه:مبادا از امامتات و از الگویتان فاصله بگیرید و عهدتان را بااو بشکنید و دل او را به درد آورید که خدا ناکرده به عذاب دنیوی و اخروی گرفتار می شویدو اما شما ای برادران همسنگر مسجدیم!که من همیشه شمارا از صمیم قلبو از عمق وجود دوست می داشته و دوست می دارم و ما یه افتخار و سربلندی من بوده اید، از شما خالصانه می خواهم که مرا ببخشیدو برایم قران بخوانید و دعایم کنیدو از شما یاران مهربان می خواهم که قدر خود را بدایند و توجه کنید که به چه مکان مقدسی قدم نهاده اید و خلاصه از شما عزیزان می خواهم که راه مرا و دیگر همرزمان مرا ادامه داده و مبادا سلاح گرم نگه داشته مرا کنار گذارید تا سرد شود و از شما می خواهم که مسجد این دژ محکم اسلام و این سنگر عظیم انقلاب را حفظ کنید و خداوند انشاالله همگی شما را براس اسلام عزیز حفظ نماید.\r\n\r\n&nbsp;&nbsp; واما شما ای خانواده عزیز و ارجمندم ! که نمی دانم هم اکنون چه حالی دارید و همین قدر هم که حق فرزندیم را ادا نکردم و وظیفه ام را بطور شایسته انجام ندادم . ولی می خواهم به شما خانواده عزیز و خصوصاٌ پدرو مادر این نکته را تذکر دهم که من و همه فرزندان اماناتی بیش نیستیم که چند صباحیبه شما سپرده شده ایم و به شما این سؤال عرض می کنم و بگویید وظیفه یک امانتدار خوب و با وفا چیست ؟ و آیا امانتدار متعهد و مسؤول سعی نمی کند که امانتش را شایسته تحویل دهد؟\r\n\r\n&nbsp;&nbsp; و شما ای خانواده عزیزم! این را بدایند و متوجه باشید کهاگر من شهید شدم ، شما امانتتان را بطور شایسته تحویل صاحب اصلی (خدا) داده اید واینجاست که واقعاٌ برای شما شهادت من جای بسی افتخار است . و خلاصه از شما خانواده عزیز می خواهم که مرا ببخشید و ضمناٌ از شما برادران خوب و مهربانم می خواهم که راه و هدف مقدس مرا دنبال کرده و دنبال رو امام عزیز و مسؤولین و یاران با وفای امام باشید و اگر از جانب من به شما بدی یا رنجی رسیده است مرا عفو کنید و همچنین از خواهر محترمه ام می خواهم که زینب قهرمان دشت کربلا را الگوی خود قرار داده و همچون زینب به وظیفه اش عمل نماید و در پایان اگر کسی از من چیزی طلب دارد به پیش خانواده ام مراجعه کند و خلاصه از همگی آشنایان و اقوام و نزدیکان التماس دعا دارم و حلالیت می طلبم . به امید روزی که راه کربلا باز شود و خانواده شهدادرپشت سر رزمندگان اسلام به زیارت امام حسین (ع) بروند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nگر مرد رهی میان خون باید رفت&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; از پای فتاده سرنگون باید رفت \r\n\r\nتوپای به راه درنه و هیچ مپرس&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;خود راه بگویدت که چون باید رفت \r\n\r\n&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; عبدالرسول تابان 1363\/12\/18\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nضمناٌ از خانواده ام یا برادران عزیزم در مسجد می خواهم که برایم یکسال نماز به نیت احتیاط و 23 روز هم برایم روزه بگیرند و برایم یک ختم قرآن قرائت نموده و دویست تومان پول به امامزاده حیدر نذر کرده ام که چون حاجتم برآورده شده از شما می خواهم که این مقدار پول را از طرف من ادانمایید.\r\n","content_html":"<p dir=\"rtl\"><strong><span style=\"color:#008000;\"><span style=\"font-size:16px;\">تاریخ تولد:<\/span><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">1343<\/span><\/span><\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong><span style=\"color:#008000;\"><span style=\"font-size:16px;\">محل تولد: مسجد سلیمان<\/span><\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong><span style=\"color:#008000;\"><span style=\"font-size:16px;\">سال ورود به تربیت معلم: <\/span><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">1365<\/span><\/span><\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong><span style=\"color:#008000;\"><span style=\"font-size:16px;\">رشته تحصیلی: آموزش ریاضی<img alt=\"\" src=\"\/file\/252\/attach2019073835026064430311.jpg\" style=\"float:left;height:400px;margin:30px;width:400px;\" \/><\/span><\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong><span style=\"color:#008000;\"><span style=\"font-size:16px;\">تاریخ شهادت: <\/span><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">1367\/1\/28<\/span><\/span><\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong><span style=\"color:#008000;\"><span style=\"font-size:16px;\">محل شهادت: خرمال غرب<\/span><\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong><span style=\"color:#008000;\"><span style=\"font-size:16px;\">آدرس کامل مزارشهید: بهشت فاطمه خوزستان<\/span><\/span><\/strong><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><strong><span dir=\"rtl\">زندگینامه شهید:<\/span><\/strong> <\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">در سومین روز اربهار سال <\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">1343<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"> در شهرستان هفتگل دسته گلی شکفت که او را ابراهیم نامیدند وی در خانواده ای مذهبی و عاشق اهلبیت علیهم السلام پرورش یافت و دوران تحصیل را در همان شهرادامه داد. ابراهیم دوران متوسطه را در دبیرستان شهید شکر خدا بهمنی با موفقیت طی کرد و با شرکت در کنکور سراسری سال <\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">1365 <\/span><\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">در رشته ریاضی تربیت معلم شهید پاکنژاد یزد پذیرفته شد و از مهر ماه سال <\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">1365 <\/span><\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">به تحصیل پرداخت .<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">   بسیار علاقه مند بود که در جبهه های جنگ حضور یابد و به دفاع از کیان کشور اسلامی بپردازد و در این راستا برای حضوردر جبهه ها ثبت نام کرد و در سال <\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">1366<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"> به جبهه غرب کشور عزیمت نمود و پس از چندین ماه مبارزه و جهاد فی سبیل الله سر انجام در تاریخ <\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">1367\/1\/28<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"> در منطقه خرمال بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر وپایش به خیل شهیدان راه خدا پیوست .<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">شهید والا مقام عبدالرسول تابان <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">مهمان ضیافت خطر هیچ نداشت                <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">آن لحظه که می رفت سفر هیچ نداشت <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">گمنام ترین شهید را آوردند                                    <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">جز پاره ای از عشق دگر هیچ نداشت <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">    در دوازدهمین روز از آذرماه سال <\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">1345<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">در خانواده ای مذهبی در شهرستان بهبهان فرزندی به دینا آمد که او را عبدالرسول نام نهادند. او از کودکی با تعالیم عالیه اسلامی آشنا گشت و در محیطی مذهبی و پای بند به احکام اسلامی پرورش یافت .<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">    عبدالرسول تحصیلات ابتدایی و متسوطه خود را در شهربهبهان طی کرد و با شرکت د رکنکور سال <\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">1365<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"> در رشته دینی و عربی مرکز تربیت معلم شهید پاکنژاد یزد پذیرفته شد.<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">      وی ازدوران دبیرستان با جبهه و جنگ ارتباط داشت و بارها حملات موشکی صدامیان کافر به شهر بهبهان را به چشم خود دیده بود. <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">    عبدالرسول در اوایل سال <\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">1365<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"> در جبهه جنوب حضور یافت و پس از سه ماه جهاد شبانه روزی به دیار خود بازگشت و بار دیگر چند روز پس از قبولی در تربیت معلم به جبهه رفت و در عملیات عظیم کربالی 5درمنطقه شلمچه شرکت کرد و در حین عملیات بر اثر اصابت ترکش خمپاره به همه بدنش در تاریخ 10\/19 \/1365به مقاو والای شهادت رسید و در عرش الهی با کروبیان همنوا گشت .<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-size:18px;\"><strong>وصیت نامه شهید:<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p>  <strong><span dir=\"rtl\"> <span style=\"color:#000080;\">بسم<\/span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"> الله الرحمن الرحیم <\/span><\/span><\/span><\/strong><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">     ای نفس قدسی مطمئن و دل آرام ! امروز به حضور پروردگارت باز آی که تو خشنودی به نعمتهای ابد و او را راضی است . باز آی و در صف بندگان خاص من در آی . و در بهشت من داخل شو.     سوره والفجر آیات <\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">27تا 30<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">یارب ! شهیدان در شهادت ها چه دیدند<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">                                                از ما بریده سوی تو هجرت گزیدند<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">پیرایه وابستگی ا ز تن بریدند<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">                                              آزاده گردیدند و سویت پر کشیدند<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">در جبهه ها پیکار مرگ و زندگانی است <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">                                                 مزد شهادتها حیات جاودانی است <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">در مرگ سرخ عاشقان هرگز فنا نیست <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">                                                 هر لاله خونین کفن زآنها نشانی است <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">   او ، به یاد او، برای او، به راه او و بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و درهم کوبنده مستکبران و یاری دهنده مستضعفان .<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">   ای خدا یی که تو جانم دادی و جانم را خواهی گرفت ! تو حیاتم دادی و حیاتم را خواهی گرفت ! مرا در آن طراطی قرار ده که هیچگاه و خصوصاٌ موقع جان سپردن غفلت نورزم .<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابداٌ خدایا! یک چشم بهم زدن مرا به خود وا مگذار و رهایم مکن زیرا انسانی که به تو متصل نباشد شکست می خورد. بار خدایا! تو را گواه می گیرم که من با هدفی بس والا و همتی بلند و با عزمی راسخ و قامتی رسا در این راه گام برداشتم و با عشق و ایمان آنرا پذیرا شدم .   <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">   خدایا! از تو خالصانه تمنا می کنم که قلبم را آرامش بخشی تا در مقابل بلایا و مشکلات نلغزم . خدایا! تو شاهد باش که من برای شهادت به جبهه نیامدم و من فقط آمدم که تکلیفم را ادا نمایم ، ولی اگر در راه انجام تکلیفم به شهادت رسیدم ، شهادتم را پذیرا باشد. <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">   با رپروردگارا ! تو را شکر بسیار می کنم که عمر مارهم عصر با انقلاب عظیم اسلامی قرار دادی.<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">  خدایا : تو راشکر و حمد فراوان می کنم که د رجهاد را برویم گشودی و به من این اجازه را دادی تا درصف مجاهدین امت قرار بگیرم.<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">   سلام و درود بیکران برپیشتازان انقلاب اسلامی که در راس آنها قائد اعظم امام خمینی پرچمدار حماسه آفرین اسلام برای احیاء اسلام عزیز بر طاغوت و طاغوتیان غالب گشته و چون ابراهیم بت شکن تبر را بردوش گرفته و تمام بتها را در هم شکست و می رود تا پرچم اسلام را در سرتاسر گیتی به اهتزاز درآورد. واز شما امت ایثارگر و شهید پرورمی خواهم که قدر این امام بزرگواررا بدانید که به حق حجتی است از طرف خدای تعالی و از شما می خواهم که او را در یابید و دعاکنید برای او و تمام دستورات و فرامین او را اجرا کنید که پیروزی و رستگاری ما در گرو اطاعت و پیروی از اوست ، و ای امت همیشه بیدار و حاضر در صحنه:مبادا از امامتات و از الگویتان فاصله بگیرید و عهدتان را بااو بشکنید و دل او را به درد آورید که خدا ناکرده به عذاب دنیوی و اخروی گرفتار می شویدو اما شما ای برادران همسنگر مسجدیم!که من همیشه شمارا از صمیم قلبو از عمق وجود دوست می داشته و دوست می دارم و ما یه افتخار و سربلندی من بوده اید، از شما خالصانه می خواهم که مرا ببخشیدو برایم قران بخوانید و دعایم کنیدو از شما یاران مهربان می خواهم که قدر خود را بدایند و توجه کنید که به چه مکان مقدسی قدم نهاده اید و خلاصه از شما عزیزان می خواهم که راه مرا و دیگر همرزمان مرا ادامه داده و مبادا سلاح گرم نگه داشته مرا کنار گذارید تا سرد شود و از شما می خواهم که مسجد این دژ محکم اسلام و این سنگر عظیم انقلاب را حفظ کنید و خداوند انشاالله همگی شما را براس اسلام عزیز حفظ نماید.<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">   واما شما ای خانواده عزیز و ارجمندم ! که نمی دانم هم اکنون چه حالی دارید و همین قدر هم که حق فرزندیم را ادا نکردم و وظیفه ام را بطور شایسته انجام ندادم . ولی می خواهم به شما خانواده عزیز و خصوصاٌ پدرو مادر این نکته را تذکر دهم که من و همه فرزندان اماناتی بیش نیستیم که چند صباحیبه شما سپرده شده ایم و به شما این سؤال عرض می کنم و بگویید وظیفه یک امانتدار خوب و با وفا چیست ؟ و آیا امانتدار متعهد و مسؤول سعی نمی کند که امانتش را شایسته تحویل دهد؟<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">   و شما ای خانواده عزیزم! این را بدایند و متوجه باشید کهاگر من شهید شدم ، شما امانتتان را بطور شایسته تحویل صاحب اصلی (خدا) داده اید واینجاست که واقعاٌ برای شما شهادت من جای بسی افتخار است . و خلاصه از شما خانواده عزیز می خواهم که مرا ببخشید و ضمناٌ از شما برادران خوب و مهربانم می خواهم که راه و هدف مقدس مرا دنبال کرده و دنبال رو امام عزیز و مسؤولین و یاران با وفای امام باشید و اگر از جانب من به شما بدی یا رنجی رسیده است مرا عفو کنید و همچنین از خواهر محترمه ام می خواهم که زینب قهرمان دشت کربلا را الگوی خود قرار داده و همچون زینب به وظیفه اش عمل نماید و در پایان اگر کسی از من چیزی طلب دارد به پیش خانواده ام مراجعه کند و خلاصه از همگی آشنایان و اقوام و نزدیکان التماس دعا دارم و حلالیت می طلبم . به امید روزی که راه کربلا باز شود و خانواده شهدادرپشت سر رزمندگان اسلام به زیارت امام حسین (ع) بروند.<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">گر مرد رهی میان خون باید رفت          از پای فتاده سرنگون باید رفت <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">توپای به راه درنه و هیچ مپرس           خود راه بگویدت که چون باید رفت <\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">                                                      عبدالرسول تابان <\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">1363\/12\/18<\/span><\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">ضمناٌ از خانواده ام یا برادران عزیزم در مسجد می خواهم که برایم یکسال نماز به نیت احتیاط و <\/span><\/strong><\/span><\/span><span style=\"font-family:bnazanin;\"><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\">23<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong><span dir=\"rtl\"> روز هم برایم روزه بگیرند و برایم یک ختم قرآن قرائت نموده و دویست تومان پول به امامزاده حیدر نذر کرده ام که چون حاجتم برآورده شده از شما می خواهم که این مقدار پول را از طرف من ادانمایید.<\/span><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2019-08-06 09:35:37","content_date_event":"2019-08-06 09:35:37","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":0,"content_date_last_edit":"2019-11-18 10:19:34","content_date_register":"2019-08-06 09:36:44","content_columns":0,"content_show_img":0,"content_show_details":0,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":0,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":110,"eid":110,"attach_title":"گمنام","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/252\/attach\/201907\/430312_2253497802_106_150.webp","300":".\/cache\/252\/attach\/201907\/430312_2253497802_212_300.webp","400":".\/cache\/252\/attach\/201907\/430312_2253497802_282_400.webp","600":".\/cache\/252\/attach\/201907\/430312_2253497802_424_600.webp","900":".\/cache\/252\/attach\/201907\/430312_2253497802_635_900.webp","1200":".\/cache\/252\/attach\/201907\/430312_2253497802_723_1024.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2253497802,"files":{"original":{"url":".\/file\/252\/attach\/201907\/430312_2253497802.jpg","width":723,"height":1024,"size":0}}}]}]]