[[{"content_id":133463,"content_number":0,"portal_id":252,"lang_id":"fa","content_title":"شهید بهنام یوسفی","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتاریخ تولد: ۱۳۴۵ &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; \r\n\r\nمحل تولد: اردبیل\r\n\r\nسال ورود به تربیت معلم: ۱۳۶۵&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; \r\n\r\nرشته تحصیلی: دانشسرا\r\n\r\nتاریخ شهادت: ۱۳۶۵\/۱۲\/۵&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; \r\n\r\nمحل شهادت: شلمچه\r\n\r\nمزار شهید: اردبیل. گلزار شهدای غریبان\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nزندگینامه شهید:&nbsp;\r\n\r\n&nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp;شهید بهنام یوسفیروز ۱۵ شهریورماه ۱۳۴۵ حسنعلی یوسفی اردبیلی معلم شریف اردبیلی، صاحب اولین فرزند خود شد. خانواده&shy; یوسفی در کوچه عباسیه در شهرستان اردبیل در خانه اجاره&shy;ای زندگی می کردند. مادر شهید همواره سعی می کرد که فرزندی خوب و نمونه تحویل جامعه دهد و همانگونه نیز شد. بهنام دوره خردسالی خود رادر خانه های اجاره&shy;ای مختلفی می گذراند و در هر محلی که ساکن می&shy;شدند دوستان زیادی پیدا می&shy;کرد و با آنها همبازی می&shy;شد تا اینکه سرانجام درمحله کرداحمد ساکن شدند. درسال&nbsp;۱۳۵۲ وارد مدرسه سنایی شد و تحصیلات ابتدایی خود را در این مدرسه گذراند. دوره راهنمایی را در مدرسه ی اندرزگوی شهر اردبیل طی کرد، وضعیت تحصیلی او در دوره راهنمایی مانند سابق خوب بودو با اشتیاق درس میخواند. بهنام از کودکی زیر سایه پدرو مادری مذهبی و متدین و باسواد تربیت میشد، با سن کم خود به مسائل دینی بسیار اهمیت می داد، دراوقات فراغت خود به ورزش تکواندو می&shy;پرداخت و به همراه دوستانش در پایگاه زینال فعالیت داشت.\r\n\r\nبهنام که به درس خواندن علاقه ی زیادی داشت و آرزو داشت در آینده استاد دانشگاه شود، از دانشگاه تربیت معلم تبریز قبول شد. وی در دوران دانشجویی خود در مورد معاد مطالعه و تحقیق می کرد و زمانی که برایش سوالی پیش می&shy;آمد ازحجه&shy;الاسلام جعفری کمک می&shy;گرفت. زمانیکه مشکلی برایش پیش می&shy;آمد با دعای مادرش گرفتاریهایش حل می&shy;شد.\r\n\r\nزمانیکه رژیم بعثی عراق به خاک ایران تجاوز کرد، بهنام نتوانست تحمل کند و تصمیم گرفت که برای حفظ وطن و ادای دین به جبهه برود، وی جنگ تحمیلی را تجاوز آشکار دشمنان اسلام به ایران میدانست. تا اینکه از طریق سپاه پاسداران لشکر&nbsp;۳۱ عاشورای بسیج اردبیل به جبهه اعزام شد و به عنوان آرپی&shy;جی&shy;زن خدمت می&shy;کرد. بهنام آرزوی شهادت داشت و زمان اعزام به جبهه از همه&shy;ی خانواده حلالیت خواسته بود.\r\n\r\n&nbsp;شهیدبهنام یوسفی&shy;اردبیلی در تاریخ ۱۳۶۵\/۱۲\/۵&nbsp; در حین درگیری با نیروهای بعثی عراق در اثر اصابت ترکش به سروصورت و شکم وپا در منطقه شلمچه به مقام رفیع شهادت نائل آمد و به آشیان اصلی اش هجرت کرد. پیکر شهید در گلزارشهدای غریبان در شهرستان اردبیل به خاک سپرده شده است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nوصیت نامه شهید :\r\n\r\n&nbsp; &nbsp; و لاتحسبّن الذین قُتلوا فی سبیل ا... امواتاً بل احیاء عندَربّهم یُرزَقُونَ\r\n\r\n&nbsp;...المغرور من اثر الضلاته علی الهدی\r\n\r\nفریب خورده کسی است که گمراهی را بر هدایت ترجیح دهد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n...ای معبود من، ای آنکه دلها درلقای تو می&shy;تپد، من با ایمان قلبی خود و در پی اجابت امر رهبرم و با احساس مسوولیت برای دفاع از دین تو ودین برگزیده رسول تو به میدان جنگ آمدم. خدایا من با تو در شهادت دوستانم، درپرپر شدن لاله های جوان گلستان ایران عزیز، من به هنگام بلند شدن&nbsp; ناله&shy;های کودکان مادر ازدست داده در بمبارانهای دشمن، پیمان بستم وعهدنمودم که تاپایان راه بروم وحال برپیمان خود وفا کرده&shy;ام، الهی من به وفاداری و خلوص عمل نمودم تو نیز مرا بپذیر.\r\n\r\n...سخنی دارم با دانش آموزان، آینده سازانی که قرار بود بعد از مدتی اندک افتخار معلمی اینها را داشته باشم. خدا می&shy;داند چقدرعلاقه به آگاهی وهوشیاری و تهذیب شما در وجود من موج میزند. آرزوی من اینست که همه شما فردی مفیدو پاک برای خدمت به اسلام شویدو سنگر مقدس علم را بدست منحرفان و منافقان که همیشه ازصدر اسلام تاکنون&nbsp; بوده اند، ندهید .\r\n\r\nوشماخانواده عزیزم، ازاینکه دیگردرمیانتان نیستم غم مخورید. افتخار کنید که شهیدی در راه خداو قرآن اگرخدا قبول کند، داده&shy;اید. مادرجان مبادا در فراق من ایمانت سست شودو ناراحت شوی که فردا درمحضر خدا نمی&shy;توانی جواب زینب را بدهی. وشما پدرعزیز، که همواره راهنمای من درزندگی بوده&shy;اید، از اینکه بایدو شاید نتوانستم حق پسری را ادا نمایم بایدمرا عفو کنید.از خواهرانم می&shy;خواهم زینب گونه باشندو سیاهی چادرشان را تیغی درچشم دشمنان اسلام قراردهند. برادرم، از تو میخواهم همیشه یادت باشد که برادرت برای مبارزه با کفر شهید شده.\r\n\r\nگرمرد رهی میان خون بایدرفت&nbsp;\r\n\r\nوز پای فتاده سرنگون باید رفت\r\n\r\nخداوندا: حزب ا...را که باخیل و لشکر جندا...با سوگند به ثارا... برای استقرار بقیه ا...تلاش می&shy;کنند حمایت بفرما.\r\n\r\n&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; بهنام یوسفی اردبیلی&nbsp;&nbsp;۱۳۶۵\/۱۱\/۲\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nآثار به جا مانده از شهید\r\n\r\n&nbsp;\r\n","content_html":"<p> <\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><img alt=\"\" src=\"\/file\/252\/attach2019033309113448390272.jpg\" style=\"border-style:solid;border-width:0px;float:left;height:400px;margin:30px;width:400px;\" \/><\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#008000;\"><strong><span style=\"font-size:16px;\">تاریخ تولد: ۱۳۴۵                                       <\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#008000;\"><strong><span style=\"font-size:16px;\">محل تولد: اردبیل<\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#008000;\"><strong><span style=\"font-size:16px;\">سال ورود به تربیت معلم: ۱۳۶۵                  <\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#008000;\"><strong><span style=\"font-size:16px;\">رشته تحصیلی: دانشسرا<\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#008000;\"><strong><span style=\"font-size:16px;\">تاریخ شهادت: ۱۳۶۵\/۱۲\/۵                        <\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#008000;\"><strong><span style=\"font-size:16px;\">محل شهادت: شلمچه<\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#008000;\"><strong><span style=\"font-size:16px;\">مزار شهید: اردبیل. گلزار شهدای غریبان<\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><strong>زندگینامه شهید: <\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>      شهید بهنام یوسفیروز ۱۵ شهریورماه ۱۳۴۵ حسنعلی یوسفی اردبیلی معلم شریف اردبیلی، صاحب اولین فرزند خود شد. خانواده­ یوسفی در کوچه عباسیه در شهرستان اردبیل در خانه اجاره­ای زندگی می کردند. مادر شهید همواره سعی می کرد که فرزندی خوب و نمونه تحویل جامعه دهد و همانگونه نیز شد. بهنام دوره خردسالی خود رادر خانه های اجاره­ای مختلفی می گذراند و در هر محلی که ساکن می­شدند دوستان زیادی پیدا می­کرد و با آنها همبازی می­شد تا اینکه سرانجام درمحله کرداحمد ساکن شدند. درسال ۱۳۵۲ وارد مدرسه سنایی شد و تحصیلات ابتدایی خود را در این مدرسه گذراند. دوره راهنمایی را در مدرسه ی اندرزگوی شهر اردبیل طی کرد، وضعیت تحصیلی او در دوره راهنمایی مانند سابق خوب بودو با اشتیاق درس میخواند. بهنام از کودکی زیر سایه پدرو مادری مذهبی و متدین و باسواد تربیت میشد، با سن کم خود به مسائل دینی بسیار اهمیت می داد، دراوقات فراغت خود به ورزش تکواندو می­پرداخت و به همراه دوستانش در پایگاه زینال فعالیت داشت.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong>بهنام که به درس خواندن علاقه ی زیادی داشت و آرزو داشت در آینده استاد دانشگاه شود، از دانشگاه تربیت معلم تبریز قبول شد. وی در دوران دانشجویی خود در مورد معاد مطالعه و تحقیق می کرد و زمانی که برایش سوالی پیش می­آمد ازحجه­الاسلام جعفری کمک می­گرفت. زمانیکه مشکلی برایش پیش می­آمد با دعای مادرش گرفتاریهایش حل می­شد.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong>زمانیکه رژیم بعثی عراق به خاک ایران تجاوز کرد، بهنام نتوانست تحمل کند و تصمیم گرفت که برای حفظ وطن و ادای دین به جبهه برود، وی جنگ تحمیلی را تجاوز آشکار دشمنان اسلام به ایران میدانست. تا اینکه از طریق سپاه پاسداران لشکر ۳۱ عاشورای بسیج اردبیل به جبهه اعزام شد و به عنوان آرپی­جی­زن خدمت می­کرد. بهنام آرزوی شهادت داشت و زمان اعزام به جبهه از همه­ی خانواده حلالیت خواسته بود.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#000080;\"><strong> شهیدبهنام یوسفی­اردبیلی در تاریخ ۱۳۶۵\/۱۲\/۵  در حین درگیری با نیروهای بعثی عراق در اثر اصابت ترکش به سروصورت و شکم وپا در منطقه شلمچه به مقام رفیع شهادت نائل آمد و به آشیان اصلی اش هجرت کرد. پیکر شهید در گلزارشهدای غریبان در شهرستان اردبیل به خاک سپرده شده است.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><strong>وصیت نامه شهید :<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:center;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>    و لاتحسبّن الذین قُتلوا فی سبیل ا... امواتاً بل احیاء عندَربّهم یُرزَقُونَ<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:center;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong> ...المغرور من اثر الضلاته علی الهدی<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:center;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>فریب خورده کسی است که گمراهی را بر هدایت ترجیح دهد.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:center;\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>...ای معبود من، ای آنکه دلها درلقای تو می­تپد، من با ایمان قلبی خود و در پی اجابت امر رهبرم و با احساس مسوولیت برای دفاع از دین تو ودین برگزیده رسول تو به میدان جنگ آمدم. خدایا من با تو در شهادت دوستانم، درپرپر شدن لاله های جوان گلستان ایران عزیز، من به هنگام بلند شدن  ناله­های کودکان مادر ازدست داده در بمبارانهای دشمن، پیمان بستم وعهدنمودم که تاپایان راه بروم وحال برپیمان خود وفا کرده­ام، الهی من به وفاداری و خلوص عمل نمودم تو نیز مرا بپذیر.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>...سخنی دارم با دانش آموزان، آینده سازانی که قرار بود بعد از مدتی اندک افتخار معلمی اینها را داشته باشم. خدا می­داند چقدرعلاقه به آگاهی وهوشیاری و تهذیب شما در وجود من موج میزند. آرزوی من اینست که همه شما فردی مفیدو پاک برای خدمت به اسلام شویدو سنگر مقدس علم را بدست منحرفان و منافقان که همیشه ازصدر اسلام تاکنون  بوده اند، ندهید .<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>وشماخانواده عزیزم، ازاینکه دیگردرمیانتان نیستم غم مخورید. افتخار کنید که شهیدی در راه خداو قرآن اگرخدا قبول کند، داده­اید. مادرجان مبادا در فراق من ایمانت سست شودو ناراحت شوی که فردا درمحضر خدا نمی­توانی جواب زینب را بدهی. وشما پدرعزیز، که همواره راهنمای من درزندگی بوده­اید، از اینکه بایدو شاید نتوانستم حق پسری را ادا نمایم بایدمرا عفو کنید.از خواهرانم می­خواهم زینب گونه باشندو سیاهی چادرشان را تیغی درچشم دشمنان اسلام قراردهند. برادرم، از تو میخواهم همیشه یادت باشد که برادرت برای مبارزه با کفر شهید شده.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>گرمرد رهی میان خون بایدرفت <\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>وز پای فتاده سرنگون باید رفت<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>خداوندا: حزب ا...را که باخیل و لشکر جندا...با سوگند به ثارا... برای استقرار بقیه ا...تلاش می­کنند حمایت بفرما.<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"margin-right:144pt;text-align:justify;\"><span style=\"color:#000080;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong>          بهنام یوسفی اردبیلی  <\/strong><\/span><strong><span style=\"font-size:14px;\">۱۳۶۵\/۱۱\/۲<\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\" style=\"margin-right:144pt;text-align:justify;\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><a href=\"https:\/\/shahid.cfu.ac.ir\/fa\/gallery\/133472\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\"><strong><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size:28px;\">آثار به جا مانده از شهید<\/span><\/span><\/strong><\/a><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2019-03-06 14:41:53","content_date_event":"2019-03-06 14:41:53","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":0,"content_date_last_edit":"2019-11-09 11:47:49","content_date_register":"2019-03-06 14:47:18","content_columns":0,"content_show_img":0,"content_show_details":0,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":0,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":110,"eid":110,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/file\/252\/attach\/197001\/attach.png","300":".\/file\/252\/attach\/197001\/attach.png","400":".\/file\/252\/attach\/197001\/attach.png","600":".\/file\/252\/attach\/197001\/attach.png","900":".\/file\/252\/attach\/197001\/attach.png","1200":".\/file\/252\/attach\/197001\/attach.png"}}]}]]